بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

712

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

حضرت امام ابى جعفر الباقر عليه السّلام از معنى « قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ » سؤال كردم حضرت فرمود » نزلت فى امير المؤمنين عليه السّلام ما اكفره يعنى بقتلكم اياه » يعنى چه كفران نعمتى ازو سر زد كه موجب قتل شما شده باشد مر او را . بعد ازين حقتعالى ميفرمايد كه چرا آدمى نظر نميكند بر اصل خلقت خود تا بداند كه مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ از چه چيز آفريده خداى تعالى او را استفهام براى تحقير است يعنى از امر حقيرى او را ايجاد كرده چنانچه در بيان اين ميفرمايد كه مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ از اندك آب منى ايجاد كرد او را فَقَدَّرَهُ پس مهيا و آماده ساخت آنچه را كه موجب صلاح او بود از اعضا و اشكال و حواس ظاهره و باطنه و غير آنها ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ پس راه بيرون آمدن از شكم مادر را آسان گردانيد براى او چنانچه قبل از بر آمدن از شكم مادر سر بر طرف بالا و پا به طرف پائين بود و به جهت آسانى خروج حقتعالى او را منقلب گردانيد ثُمَّ أَماتَهُ پس از استيفاى عمر بميراند او را فَأَقْبَرَهُ پس امر فرمود كه او را بقبر نهند تا بدن او غذاى سباع و طيور نگردد ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ پس هر گاه خواهد زنده گرداند او را و از قبر بيرون آورد براى مجازات و مكافات كَلَّا ردع و منع آدميست از انكار حشر و از تكبر و تجبر يعنى بايد كه آدمى منكر حشر نباشد و تكبر نكند لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ هنوز بجا نياورده آنچه را كه بدان مأمور بود از تأمل در صنايع بدايع الهى و دريافت قدرت كاملهء ربانى تا بدين وسيله خود را از دنس تكبر پاك كند و اقرار بحشر و نشر نمايد . و بعضى « كلا » را بمعنى « حقا » گرفته‌اند يعنى حقا كه آدمى هنوز بدانچه مأمور بود بجا نياورده از اخلاص در عبادت و انفاق حقوق اللَّه با وفور نعمت و در تتمهء حديث زيد شحام است كه « ثم نسب خلقة امير المؤمنين و ما اكرمه اللَّه به فقال مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ يقول من طينة الانبياء خلقه فقدره للخير ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ يعنى سبيل الهدى ثم اماته ميتة الانبياء » و قبل از ذكر اين حديث در بيان معنى « ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ » روايت كرده كه « قال انشره فى الرجعة ، كلا